او به دلیل بدهی به زندان رفته است. او که اصلی همین فیلم تقدیرنامه «هشتمین جشنواره فیلم کوتاه شیراز» را نیز دریافت کرده، درخلاصه داستان فیلمش که در تاریخ ۴ اردیبهشت۹۷ در اینستاگرامش منتشر شده متن که زندانی بندباز شیرازی که در زندان به رنگآمیزی دیوارهای زندان سرگرم است، روزی به جهت خرید رنگ از زندان خارج می شود و کیف حاوی پول پیدا میکند. این در حالی است که همکلاسیهای مسیحزاده در مدرسه فرهادی معتقدند او حق بزرگی به گردن فیلم «قهرمان» داراست که نادیده گرفته شده، و کارگردان هم هیچ اشارهای بهآن نکرده است. من خیر هیچگاه کوچکترین قرابتی اساسی رویه و تفکر واپسگرای شما داشته ام و نیکی سر سوزنی به گزافهگوییهایتان در پوشش حمایت و تمجید و تعریف نیاز دارم/ اگر معرفی فیلم من از سوی کشور ایران به جهت مراسم اسکار شما را به همین نتیجه رسانده که من زیر سایهی پرچم شما هستم، صراحتا اعلام می‌کنم که هیچ مشکلی با لغو این تصمیم ندارم/ متاسفم که تلاشم به جهت ماندن در ایران، تولید فیلم در ایران و نمایش آن در ایران، این تفسیر را اساسی خود ملازم دارد که او در حالا یک بازی دوسویه است. حال اهمیت گذشت یک سری سال و هم زمان حیاتی نمایش فیلم قهرمان در فستیوال کن شخصی که بخش شیراز به او سپرده شده بود و یک عدد از اپیزودهای آن برنامه مستند را بر اساس خبر و گزارش پخش شده از نتورک استانی عجم و ایده ای که از جانب استادش فرهادی در اختیارش گرفته بود ساخته مهم همین ادعا که فیلم قهرمان از برنامه مستند وی سرمشق گرفته پیگیر حقوق از دست رفته اش می باشد ، بررسی این که چرا چنین رفتاری شکل می گیرد و زخم شناسی آن مورد قضیه همین مطلب نیست، چیزی که برای من به عنوان یک عضو کمپانی کننده در آن ورکشاپ مطرح می باشد این‌که طرح، ایده و فرآیند ایجاد آن مجموعه مستند تماما به وسیله اصغر فرهادی صورت گرفت و ایشان مثل بعضی از تیم های سال های بدور تلویزیون به شرط عدم ذکر نامشان اهمیت پخش قسمتی از آن برنامه مستند موافقت کردند، بیخبر از این‌که در آینده مهم چنین ادعای عجیبی مواجه خواهند شد. همین کاملا فیلمفارسی هست در حالی که من در فیلمفارسی این فرایند را در فیلمنامهای خوبتر میبینم. در این مسیر ناگهان اتفاقات عجیبی بر روی می دهد که هر سه آن ها را دچار دردسرهای بزرگی می کند. او هر چه به نظم، قاعده و ساختار سر فیلم ساختن باور دارد، اینجا سر صحنه، پیچ احساسش را ریلکس می کند تا حرکات دوربینش بیشتر برخواسته از دل احساسات باشند تا جنس یک تفکر مهندسی شده. اصلی آبروی ریختهاش. کلیدی دل شکسته و لهجه گرفته بچهاش. این موضوع و مشاجره آبروی آن اشخاص سبب ساز بایگانی شدن آن برنامه مستند بلند شد. مستندی که جور نگرش به مسئله و زاویه بازخورد حیاتی سوژه تماما در ارتفاع جلسات کلاس اهمیت هدایت های فرهادی شکل می گرفت، به طوری که حتی به جهت یک عدد از اپیزودها که گروه ما در شهری دیگر درگیر انجامش بود با پیشنهاد ایشان قسمتی از نمایش گالیله و گزیده از زندگی واقعی آن فرد که حقیقتا کمی پول پیدا کرده بود و در آن مدت زمان دلاور شهر خویش بود در سالنی برعلیه خویش آن شخص و تماشاگران اجرا شد. او نوشت: «سال ۱۳۹۳ ورکشاپ برنامه مستند سازی در موسسه کارنامه بوسیله اصغر فرهادی برگزار شد ، اساس کار به این رخ بود که ایده ای توسط آقای فرهادی که از خبر‌ها جراید بود در اختیار هنرجویان که به گروه های یک‌سری نفره تقسیم شده بودند قرار گرفت ، مسئله پیدا شدن پول یا این که اشیایی گران بها در شهرهای مختلف بود و پروسه فعالیت اینگونه بود که هنرجویان راجع به مسئله تحقیق و فیلمبرداری کنند و به تدریج هر اپیزود دارای هدایت ایشان تمام و کل آن تبدیل به فیلم مستند بلندی شود و به عنوان فعالیت گروهی نمایش دیتا شود ، مساله حساس فیلم راستی آزمایی کار خیر اشخاصی بود که به زعم رسانه ها دلیر هایی بودند که پول یا طلای پیدا شده را به صاحبش گشوده گردانده بودند البته مشکل بخش اعظم همین برنامه تلویزیونی که با اسم «اشیای گمشده» مهیا نمایش شد دیده شدن تصویر دو نفر از پنج سوژه این فیلم مستند بود که احتمال دروغ بودن عمل خیرشان می رفت و چالشی مهم عنوان کردار در سینمای مستند را رقم می زد که اصلی وجود نام اصغر فرهادی به تیتر طراح این برنامه مستند میتوانست تماشاگر بیشتری نیز داشته باشد به خصوص که بعضا از آن ها که احتمال جعلی بودن عمل خیرشان بود میهمان برنامه ماه عسل هم بودند. درصورتیکه دوست دارید این نوشتار را داشته باشید و مایل به دریافت دیتاها مضاعف بخش اعظم در آیتم اصغر فرهادی دلیر زومجی لطفا به مشاهده از وب سایت ما.

ایندکسر